فیزیک
نیلز بور (۱۹۶۲-۱۸۸۵)، از بنیانگذاران فیزیک کوانتوم، در مورد چیزی که بنیان گذارده است، جمله ای دارد به این مضمون که: تقسیم ماده: بیایید از یک رشتهی دراز ماکارونی پخته شروع کنیم. اگر این رشتهی ماکارونی را نصف کنیم، بعد نصف آن را هم نصف کنیم، بعد نصفِ نصف آن را هم نصف کنیم و... شاید آخر سر به چیزی برسیم ــ البته اگر چیزی بماند! ــ که به آن مولکولِ ماکارونی میتوان گفت؛ یعنی کوچکترین جزئی که هنوز ماکارونی است. حال اگر تقسیم کردن را باز هم ادامه بدهیم، حاصل کار خواص ماکارونی را نخواهد داشت، بلکه ممکن است در اثر ادامهی تقسیم، به مولکولهای کربن یا هیدروژن یا... بربخوریم. این وسط، چیزی که به درد ما می خورد ــ یعنی به دردِ نفهمیدن کوانتوم! ــ این است که دست آخر، به اجزای گسسته ای به نام مولکول یا اتم می رسیم. تقسیم انرژی: مولکول نور: تابش الکترون: فاجعهی فرابنفش: رفتار موجی ـ ذرهای: ذره چیست؟ ذره عبارت است از جرم (یا انرژیِ) متمرکز با مکان و سرعت معلوم. موج چیست؟ موج یعنی انرژی گسترده شده با بسامد و طول موج. ذرات مختلف میتوانند با هم برخورد کنند، اما امواج با هم برخورد نمیکنند، بلکه تداخل میکنند . نور قرار است هم موج باشد هم ذره! یعنی دو چیز کاملاً متفاوت. منبع: دانشنامه رشد انرژی جنبشی بشر می تواند به چندین روش مورد استفاده قرار گیرد. انرژی انسان اغلب برای پیش راندن دوچرخه استفاده می شود، اما همچنین می توان از آن برای تولید برق نیز استفاده کرد مانند ابزارهایی که با چرخش دستگیره آنها شارژ می شوند. در برخی از کشور های جهان سوم از انرژی انسان برای روشن کردن کامپیوتر و سایر وسایل برقی استفاده می شود.. در این مقاله برخی از کاربرد های انرژی جنبشی انسان بررسی شده است. این جای تعجب ندارد که راه رفتن با اندام پروتزی سخت باشد. بر اساس مقاله ای که به تازگی منتشر شده ، پیاده روی با پای مصنوعی نیاز به صرف 23 درصد انرژی بیشتر از راه رفتن به طور طبیعی دارد. دلیل این است که در راه رفتن طبیعی مقداری از انرژِی بازگردادنده شده و دوباره استفاده می شود یا اصلاحا بازیافت انرژی صورت می گیرد، اما اندام پروتزی در هر گام انرژی را هدر می دهد. دانشمندان پای مصنوعی را ساخته اند که میزان انرژی صرف شده در گام را بطور قابل توجهی کاهش می دهد. این ممکن است کمی عجیب باشد، اما مهندسان دانشگاه پرینستون وسیله ای را توسعه داده اند که ممکن است خودمان بتوانیم انرژی مورد نیاز بسیاری از ابزار های کوچک برقی خود را تامین کنیم. با استفاده از حرکات طبیعی بدن، آنها یک تراشه کوچک ساخته اند که در واقع به جذب و مهار انرژی طبیعی می پردازد که به اندازه کافی قدرت دارد تا چیزهای مانند تلفن همراه، دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب و بسیاری دیگر از دستگاه های کوچک الکترونیکی را روشن کند. با قرار دادن دوچرخه تان روی سکوی Pedal-A-Watt که اینکار فقط 15 ثانیه طول می کشد، می توانید بین 100 تا 300 وات، بسته به قدرت شما، برق تولید کند. در حالی که لپ تاپ خورشیدیی طراحی شده اند که اجازه می دهد تا کامپیوتر بدون نیاز به منبع انرژی کار کند، اما همه قادر به پرداخت هزینه آن نیستند. همیشه این امید وجود داشت که راه مناسبی پیدا شود تا افرادی که در مناطق فقیر و دور افتاده هستند قادر به استفاده از کامپیوتر باشند. حالا ااین آرزو محقق شده زیرا لپ تاپ های پدال دار در افغانستان مورد ستفاده قرار گرفته است. این سیستم طوری طراحی شده که هر کسی با دو پا قادر خواهد بود از لپ تاپ استفاده کند حتی یک دانش آموز می تواند تا با پدال زدن برق مورد نیاز لپ تاپ را بدون هیچ مشکلی تامین کند. هنگامی که ما از نزدیک به تاریخ بشر نگاه کنیم، به راحتی می توان نتیجه گیری کرد که نقل و انتقال یکی از نیازهای بنیادین بشر بوده است. اما شیوه زندگی فعلی ما، اجازه جنبش زیادی را به ما نمی دهد. ما اکثر مواقع نیاز به جنب و جوش داریم. اما این هم درست است که در زندگی مان زمانی را برای تناسب اندام می گذرانیم. رفتن به سالن بدن سازی برای حفظ سلامتی، تبدیل به یک کار عادی شده است. اما بسیاری از ما تا کنون به آنچه در این سالن ها اتفاق می افتد و اینکه چطور می توان از این اتفاقات استفاده مفید کرد، فکر نکرده ایم. اگر ما به دقت نگاه کنیم هر عضو از باشگاه در زمان خاص اقدام به انجام برخی از حرکت کنترل شده و تکراری می کند مانند وزنه برداری. حال اگر این حرکات را تعداد زیادی انجام دهند، با انرژی صرف شده، چه کار هایی می توان انجام داد؟ شرکت گوبلین موتورز، خط تولید جدید را در فوریه 2009 راه اندازی کرده است که وسایل نقله ای را تولید می کند که انرژی مودر نیاز خود را از خود راننده تامین می کند. این وسایل نقلیه، معروف به velomobiles، تنها با از انرژی انسان کار می کنند و سریعتر از دوچرخه هستند. البته سیستم نیروی یدکی جایگزین نیز به عنوان یک گزینه دیگر در دسترس است. ژنراتور پدالی Windstream برای موارد اورژانس در مکان های دور افتاده مناسب است. این دستگاه هنگام چرخواندن پدال آن با دست اقدام به شارژ باتری 12 ولت خود می کند و سپس می توان لوازم خانگی کم مصرف را با آن روشن کرد. متوسط برق پیوسته ای که می توان توسط پدال زدن با پا توسط یک انسان معمولی تولید کرد در حدود 80 وات است. و حداکثر توان قابل حصول از طریق چرخواندن با دست به طور معمول حدود 50 وات است. پدال و دستگیره چرخوان آن قابل تعویض هستند. جای پای رهروی پیداست کیست این گم کرده ره ؟ این راه ناپیدا چه می پوید؟ مگر او زین سفر ، زین ره چه می جوید ؟ از این صحرا مگر راهی به شهر آرزویی هست ؟ به شهری کاندر آغوش سپید مهر به باران سحرگاهیی خدایش دست و رو شسته است. به شهری کز همان لحظه ی ازل بر دامن مهتاب عشق آرام بغنوده است. به شهری کش پلید افسانه گیتی سر انگشت خیال از چهره ی زیباش بزدوده است. کجا ای ره نورد راه گم کرده ؟ بیا برگرد ! به شهری بر کناره ی پاک هستی ، به شهری کش به باران سحرگاهی خدایش دست و شسته است. به شهری کش پلیدی های انسان این پلید افسانه ی هستی در این صحرا به جز مرگ و به جز حِرمان کسی را آشنایی نیست. بیا برگرد آخر ، ای غریب راه ! کز این جا ره به جایی نیست. نمی بینی که آن جا کنار تک درختی خشک ز ره مانده غریبی ره نوردی بی نوا مرده است؟ و در چشمان پاکش ، در نگاه گنگ و حیرانش ، هزازان غنچه امید پژمرده است؟ نمی بینی که از حسرت (( کمد صید بهرامیش افکنده است )) و با دستی که در دست اجل بوده است ، بر آن تک درخت خشک حدیث سرنوشت هر که این ره را رود ، کنده است: که : « من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش » کجا ای ره نورد راه گم کرده ؟ بیا برگرد ! در این صحرا به جز مرگ و به جز حِرمان ، کسی را آشنایی نیست. ازین صحرا مگر راهی به شهر آرزویی هست؟ بیا برگرد آخر ، ای غریب راه ! کز این جا ره به جایی نیست تمام سياره هادرحركت خود به دور خورشيد،يك بيضي رامي پيمايندكه خورشيد درمحل يكي ازكانونهاي بيضي است. شعاع حامل هرسياره(خطي كه خورشيدرابه سياره وصل مي كند)در زمانهاي مساوي مساحت هاي مساوي راجاروب مي كند. مجذوردوره هرسياره به دورخورشيد با مكعب فاصله ميانگين آن ازخورشيدمتناسب است.يعني اگرT دوره سياره وr فاصله ميانگين آن ازخورشيد باشد،نسبت در این مقاله با انجام یک آزمایش مطالبی درباره ی نیروی مرکزگرا می آموزید. جعبه بایستی ضد آب شود بنابر این از چسب آكواریوم استفاده كنید و اطراف جعبه را با چسب بچسبانید . بالای جعبه را باز بگذارید یا سوراخی را در بالای آن ایجاد كنید. به وسیله قطعه های چوبی (پلاستیكی) جعبه را به صفحه چرخان بچسبانید. جعبه را تا نیمه پر از آب كنید و صفحه چرخان را بچرخانید. به شكل سطح آب توجه كنید. وقتی موج های روی سطح آب چرخان از بین رفتند سطح آب شكل خم داری به نام سهمی به خود می گیرد. زمانی كه جعبه می چرخد، آب می خواهد در خط راست مماس بر دایره ای كه جعبه روی آن میچرخد، حركت كند. اما دیواره، جعبه آب را محدود می كند و آب را وادار میكند تا حركت دایره ای انجام دهد. آب نزدیك لبه جعبه، در یك دایره بزرگ حركت می كند در حالی كه آب نزدیك مركز، در یك دایره كوچك میچرخد. لذا آب نزدیك لبه سریع تر از آب نزدیك مركز حركت می كند. هرچه حركت دایره ای سریع تر باشد نیروی لازم برای نگه داشتن آن بیشتر است. این نیرو نیروی مركزگرا نامیده می شود. سطح آب در تعادل همیشه متناسب با كل نیروی وارد بر آب است، شكل زیر نیروهای روی سطح آب شیبدار را نشان می دهد. شكل نشان میدهد كه شیب سطح آب نشان دهنده اندازه نیرویی است كه آب را در حركت دایرهای نگه می دارد. سطح مسطح در نزدیكی مركز جعبه نشان دهنده نیروی كمی است كه برای نگه داشتن آب در آن محل لازم است. در حالی كه سطح شیب دار مناطق بیرونی، نشان دهنده نیروی زیادی است كه برای نگه داشتن آب لازم است. می توانید به خودتان ثابت كنید كه آب تشكلیل یك سهمی می دهد. معادله یك سهمی به شكل y=x2 است. یك سهمی روی صفحه كاغذ بكشید و آن را روی جعبه به طوری كه از طرف دیگر جعبه سهمی را ببینید، بچسبانید. سپس سرعت جعبه را آن قدر زیاد كنید تا سطح آب با سطح سهمی رسم شده، یكسان شود . سطح آب بایستی دقیقاً با سطح روی كاغذ یكی شود. دیگر چه ؟ شناور كوچكی درست كنید كه بتواند روی سطح آب داخل جعبه شناوری بماند ، یك قطعه صاف و كوچك چوبی با دكلی از یك خلال دندان كافی است. شناور را روی سطح آب نزدیك لبه بگذارید و جعبه را بچرخانید، می بینید حتی زمانی كه شناور روی سطح شیب دار است شناور در جای خودش می ماند و دكل همواره عمود بر سطح آب است. برای انجام بهتر این آزمایش، می توانید به نکات زیر توجه کنید: *چسب سیلیكون ( آكواریومی ) برای ضد آب كردن جعبه *صفحه چرخان ( مانند صفحه چرخانی كه در مجسمه سازی استفاده می شود ، هر صفحه ای كه از طول جعبه پلاستیكی بزرگ تر باشد و بتواند به راحتی روی پایه ای به صورت افقی بگردد. ) *2 قطعه چوبی یا پلاستیكی ، در حدود 5*15*1.3 سانتی متر برای این كه جعبه پلاستیكی را به صفحه چرخان محكم بچسبانید. در برسی حرکت اجسام به کمک قوانین نیوتون اجسام به صورت ذرهای در نظر گرفته میشود. بنابراین ، بررسی حرکات سیستم های چند ذرهای ، اجسام صلب ، دستگاههای با جرم متغیر ، حرکات جفت شده و ... به کمک قوانین اسحاق نیوتن به سختی صورت میگیرد. لاگرانژ و هامیلتون دو روش مستقلی را برای حل این مشکل پیشنهاد کردند. در این روشها برای هر سیستم یک لاگرانژین (هامیلتونین) تعریف کرده ، سپس به کمک معادلات اویلر-لاگرانژ (هامیلتون-ژاکوپی) حرکات محتمل سیستمها مورد بررسی قرار میگیرد.
"اگر کسی بگوید فیزیک کوانتوم را فهمیده، پس چیزی نفهمیده است."
ما هم در اینجا می خواهیم چیزی را برایتان توضیح دهیم که قرار است نفهمید!
این پرسش از ساختار ماده که «آجرک ساختمانی ماده چیست؟»، پرسشی قدیمی و البته بنیادی است. ما به آن، به کمک فیزیک کلاسیک، چنین پاسخ گفته ایم: "ساختار ماده، ذره ای و گسسته است"؛ این یعنی نظریهی مولکولی.
بیایید ایدهی تقیسم کردن را در مورد چیزهای عجیب تری به کار ببریم، یا فکر کنیم که می توان به کار برد یا نه. مثلاً در مورد صدا. البته منظورم این نیست که داخل یک قوطی جیغ بکشیم و در آن را ببندیم و سعی کنیم جیغ خود را نصف ـ نصف بیرون بدهیم.
صوت یک موج مکانیکی است که می تواند در جامدات، مایعات و گازها منتشر شود. چشمه های صوت معمولاً سیستم های مرتعش هستند. ساده ترین این سیستم ها، تار مرتعش است، که در حنجره ی انسان هم از آن استفاده شده است. بهراحتی(!) و بر اساس مکانیک کلاسیک می توان نشان داد که بسیاری از کمیت های مربوط به یک تار کشیده مرتعش، از جمله فرکانس، انرژی، توان و... گسسته (کوانتیده) هستند. گسسته بودن در مکانیک موجی، پدیده ای آشنا و طبیعی است (برای مطالعهی بیشتر می توانید به فصلهای ۱۹ و ۲۰ «فیزیک هالیدی» مراجعه کنید). امواج صوتی هم مثال دیگری از کمیت های گسسته (کوانتیده) در فیزیک کلاسیک هستند. مفهوم موج در مکانیک کوانتومی و فیزیک مدرن جایگاه بسیار ویژه و مهمی دارد که جلوتر به آن می رسیم و یکی از مفاهیم کلیدی در مکانیک کوانتوم است.
پس گسسته بودن یک مفهوم کوانتومی نیست. این تصور که فیزیک کوانتومی مساوی است با گسسته شدن کمیت های فیزیکی، همهی مفهوم کوانتوم را در بر ندارد؛ کمیت های گسسته در فیزیک کلاسیک هم وجود دارند. بنابراین، هنوز با ایدهی تقسیم کردن و سعی برای تقسیم کردن چیزها میتوانیم لذت ببریم!
خوب! تا اینجا داشتیم سعی می کردیم توضیح دهیم که مکانیک کوانتومی چه چیزی نیست. حالا می رسیم به شروع ماجرا:
فرض کنید به جای رشتهی ماکارونی، بخواهیم یک باریکهی نور را به طور مداوم تقسیم کنیم. آیا فکر می کنید که دست آخر به چیزی مثل «مولکول نور» (یا آنچه امروز فوتون مینامیم) برسیم؟ چشمه های نور معمولاً از جنس ماده هستند. یعنی تقریباً همهی نورهایی که دور و بر ما هستند از ماده تابش میکنند. ماده هم که ساختار ذره ای ـ اتمی دارد. بنابراین، باید ببینیم اتم ها چگونه تابش می کنند یا می توانند تابش کنند؟
در سال ۱۹۱۱، رادرفورد (۹۴۷-۱۸۷۱) نشان داد که اتم ها، مثل میوهها، دارای هستهی مرکزی هستند. هسته بار مثبت دارد و الکترونها به دور هسته می چرخند. اما الکترون های در حال چرخش، شتاب دارند و بر مبنای اصول الکترومغناطیس، «ذرهی بادارِ شتابدار باید تابش کند» و در نتیجه انرژی از دست بدهد و در یک مدار مارپیچی به سمت هسته سقوط کند. این سرنوشتی بود که مکانیک کلاسیک برای تمام الکترونها پیش بینی میکند. طیف تابشی اتمها، بر خلاف فرضیات فیزیک کلاسیک گسسته است. به عبارت دیگر ، نوارهایی روشن و تاریک در طیف تابشی دیده میشوند.
اگر الکترونها به این توصیه عمل میکردند، همه مواد (از جمله ما انسانها) باید از خود اشعه تابش میکردند (و همانطور که میدانید اشعه برای سلامتی بسیار خطرناک است)، ولی میبینیم از تابشی که باید با حرکت مارپیچی الکترون به دور هسته حاصل شود اثری نیست و طیف نوری تاب
ش شده از اتمها بجای اینکه در اثر حرکت مارپیچی و سقوط الکترون پیوسته باشد، یک طیف خطی گسسته است؛ مثل برچسبهای رمزینهای (barcode) که روی اجناس فروشگاهها میزنند.
یعنی یک اتم خاص ، نه تنها در اثر تابش فرو نمیریزد، بلکه نوری هم که از خود تابش میکند، رنگهای یا فرکانسهای گسسته و معینی دارد. گسسته بودن طیف تابشی اتمها از جمله علامت سؤالهای ناجور در مقابل فیزیک کلاسیک و فیزیکدانان دههی 1890 بود
برگردیم سر تقسیم کردن نور.
ماکسول (۱۸۷۹-۱۸۳۱) نور را به صورت یک موج الکترومغناطیس در نظر گرفته بود. از این رو، همه فکر می کردند نور یک پدیدهی موجی است و ایدهی «مولکولِ نور»، در اواخر قرن نوزدهم، یک لطیفهی اینترنتی یا SMS کاملاً بامزه و خلاقانه محسوب می شد. به هر حال، دست سرنوشت یک علامت سؤال ناجور هم برای ماهیت موجی نور در آستین داشت که به «فاجعهی فرابنفش» مشهور شد:
یک محفظهی بسته و تخلیهشده را که روزنهی کوچکی در دیوارهی آن وجود دارد، در کوره ای با دمای یکنواخت قرار دهید و آنقدر صبر کنید تا آنکه تمام اجزا به دمای یکسان (تعادل گرمایی) برسند.
در دمای به اندازهی کافی بالا، نور مرئی از روزنهی محفظه خارج میشود، مثل سرخ و سفید شدن آهن گداخته در آتش آهنگری.
در تعادل گرمایی، این محفظه دارای انرژی تابشیای است که آن را در تعادل تابشی - گرمایی با دیواره ها نگه میدارد. به چنین محفظهای «جسم سیاه» میگوییم. یعنی اگر روزنه به اندازهی کافی کوچک باشد و پرتو نوری وارد محفظه شود، گیر میافتد و نمیتواند بیرون بیاید.
نمودار انرژی تابشی در واحد حجم محفظه، برحسب رابطه رایلی- جینز در فیزیک کلاسیک و رابطه پیشنهادی پلانک
فرض کنید میزان انرژی تابشی در واحد حجمِ محفظه (یا چگالی انرژی تابشی) در هر لحظه U باشد.
سؤال: چه کسری از این انرژی تابشی که به شکل امواج نوری است، طول موجی بین ۵۴۶ (طول موج نور زرد) تا ۵۷۸ نانومتر (طول موج نور سبز) دارند؟
جوابِ فیزیک کلاسیک به این سؤال برای بعضی از طول موجها بسیار بزرگ است! یعنی در یک محفظهی روزنه دار که حتماً انرژی محدودی وجود دارد، مقدار انرژی در برخی طول موجها به سمت بی نهایت میرود. این حالت برای طول موجهای فرابنفش شدیدتر هم میشود.

در سال ۱۹۰۱ ماکس پلانک (Max Planck: ۱۹۴۷-۱۸۵۸) اولین گام را به سوی مولکول نور برداشت و با استفاده از ایدهی تقسیم نور، جواب جانانه ای به این سؤال داد. او فرض کرد که انرژی تابشی در هر بسامد v ــ بخوانید نُو ــ به صورت مضرب صحیحی از h است که در آن h یک ثابت طبیعی ــ معروف به «ثابت پلانک» ــ است. یعنی فرض کرد که انرژی تابشی در بسامد از «بسته های کوچکی با انرژی h» تشکیل شده است. یعنی اینکه انرژی نورانی، «گسسته» و «بسته ـ بسته» است. البته گسسته بودن انرژی به تنهایی در فیزیک کلاسیک حرف ناجوری نبود (همانطور که قبلتر در مورد امواج صوتی دیدیم)، بلکه آنچه گیجکننده بود و آشفتگی را بیشتر میکرد، ماهیت «موجی ـ ذرهای» نور بود. این تصور که چیزی ــ مثلاً همین نور ــ هم بتواند رفتاری مثل رفتار «موج» داشته باشد و هم رفتاری مثل «ذره»، به طرز تفکر جدیدی در علم محتاج بود.
![]()
کاربرد های انرژی جنبشی انسان
بازیافت انرژی پای مصنوعی

انرژی خورشیدی را فراموش کنید، آینده از آن انرژی بشری است

سکوی ژنراتور ثابت Pedal-A-Watt برای دوچرخه

لپ تاپ های پدال دار در افغانستان

ایده تولید انرژی از سالن بدنسازی

سه چرخه ای که با نیروی انسان کار می کند

طراحی ژنراتور برق پدالی توسط شرکت Windstream
![]()
![]()
![]()
فرض کنید توپی را در راستای قائم به طرف بالا پرتاپ کنیم (از ارتفاعات هوا چشمپوشی میکنیم)، توپ با همان انرژی جنبشی که هنگام جدا شدن از دست ما داشت، به دست ما برمیگردد. بنابراین نیروهایی را که در این حرکت بر جسم وارد میشوند، پایستار میگویند. یعنی این نیروها انرژی جنبشی را بایسته نگاه میدارند و موجب اتلاف آن نمیشوند.
اطلاعات اولیه
فنری را در نظر بگیرید که یک سر آن به دیواری متصل است. جسمی به جرم m را با سرعت ثابت v به صورت مستقیم به طرف فنر میلغزانیم. فرض کنید که سطح افقی بدون اصطکاک بوده و فنر ایدهآل است، یعنی از قانون هوک پیروی میکند. همچنین فرض کنید که جرم فنر در مقایسه با جرم جسم به اندازهای کوچک است که میتوان از انرژی جنبشی آن صرف نظر کرد. بنابراین در این سیستم تمام انرژی جنبشی در جسم متمرکز است.
وقتی که جسم با فنر تماس پیدا میکند، سرعت و در نتیجه انرژی جنبشی آن کم میشود تا سرانجام متوقف شود. در این حالت ضمن باز شدن فنر متراکم شده ، جهت حرکت جسم عوض میشود. به این ترتیب ، جسم سرعت و انرژی پیدا میکند و هنگامی که دوباره به محل تماس با فنر میرسد، مشاهده میشود که سرعت و انرژی جنبشی آن با سرعت و انرژی جنبشی اولیهاش برابر است و فقط جهت حرکت عوض شده است. چنین نیروهایی مانند نیروی فنر را نیروی پایستار میگویند.
نیروی پایستار از دیدگاه کار
نیروی پایستار را میتوان دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار داد. یکی از این جنبهها کاری است که نیرو روی جسم انجام میدهد. به عنوان مثال ، در مورد حرکت جسم و فنر که قبلا اشاره شد، کاری که نیروی کشسانی فنر در حال تراکم انجام میدهد، منفی است. چون جهت نیروی وارد بر جسم از طرف فنر در خلاف جهت جابجایی آن است، اما کاری که نیروی فنر هنگام باز شدن روی جسم انجام میدهد، مثبت است. بنابراین کل کاری که نیروی فنر در یک رفت و برگشت بر روی جسم انجام میدهد، صفر است.
بنابراین از دیدگاه کار نیروهای پایستار را به عنوان نیروهایی در نظر میگیرند که کار انجام یافته توسط آنها بر روی جسم در یک تناوب کامل صفر است. به بیان ریاضی ، میتوان گفت که انتگرال مکانی این نیروها در یک مسیر بسته صفر است.
نیروی پایستار از دیدگاه مسیر حرکت
یکی دیگر از جنبههایی که نیروهای پایستار مورد توجه قرار دارند، مسیر حرکت است. فرض کنید ذرهای در امتداد مسیر شماره یک از نقطه a به نقطه b برود و سپس در امتداد مسیر شماره دو از نقطه b به نقطه a بازگردد. در طول این حرکت رفت و برگشتی ، ممکن است چندین نیرو بر جسم اثر کنند. اگر نیروهای مورد نظر پایستار باشند، کاری که روی ذره انجام میگیرد، در طول مسیر رفت و برگشت صفر است. یعنی کار انجام شده در مسیر رفت با منفی کار انجام در مسیر برگشت برابر است.
حال اگر ذره در امتداد مسیر شماره دو از a به b برود، صرفا جهت حرکت قبلی مسیر شماره دو عوض شده است. بنابراین کار انجام شده در حرکت از a به b در امتداد مسیر شماره دو با منفی کار انجام شده در حرکت از b به a در امتداد مسیر شماره یک برابر است. بنابراین در کل ، کار انجام شده در حرکت از a به b در امتداد مسیر شماره یک با کار انجام شده در حرکت از b به طرف a در امتداد شماره دو برابر است. این امر نشان میدهد که کار انجام شده روی ذره توسط یک نیروی پایستار در رفتن از a به b در هر دو مسیر یکسان است.
پس نیرو هنگامی پایستار است که کار انجام شده توسط آن ، روی ذرهای که میان دو نقطه حرکت میکند، فقط به این دو نقطه بستگی داشته باشد و از مسیر طی شده توسط ذره مستقل باشد.
نیروی پایستار از دیدگاه انرژی
در حرکت یک ذره مجموع انرژی جنبشی و انرژی پتانسیل را به عنوان انرژی مکانیکی تعریف میکنند. هر گاه نیروهای وارد بر یک جسم پایستار باشند، در این صورت انرژی مکانیکی کل سیستم بقا خواهد داشت. این بیان را قانون بقای انرژی در مورد نیروهای پایستار میگویند. بدیهی است که اگر یکی از نیروها ناپایستار باشد، مقداری از انرژی تلف شده و پایستگی انرژی از بین خواهد رفت. ![]()
سرطان (Cancer) رشد خطرناک بافت بدن بوسیله تقسیم سریع سلولهای بدن است. سرطان اساسا یک بیماری ژنتیکی است.
اطلاعات اولیه
سلولهای سرطانی به دو صورت وجود دارند: اول نوعی که به آن حالت پیشرونده گویند و آن عبارت از استعداد سرایت و تخریب بافتهای مجاور است، بطور مثال سلولهای سرطانی شکم ممکن است فقط تا مثانه پیشرفت نمایند. حالت دوم ، سلولهای سرطانی که باعث ایجاد حالت ثانویه در قسمتهای مختلف بدن میشوند. سلولهای سرطانی از یاختههای رشد یافته قبلی بوجود آمده و بوسیله جریان خون به سایر اعضا و جوارح برده میشوند و در آنجا مجددا شروع به تقسیم نموده و ایجاد تودههای غدهای شکل مینمایند. سرطان نزد کودکان و اشخاص بالای 40 سال ، بیشتر از سایر گروههای سنی دیده میشود.
سرطان یکی از شایعترین و شدیدترین بیماریهای مشاهده شده در طب بالینی است. آمار نشان میدهد که سرطان به نوعی بیش از 3/1 جمعیت را گرفتار میکند، مسئول بیش از 20 درصد تمام موارد مرگ و میر است و در کشورهای پیشرفته مسئول بیش از 10 درصد کل هزینه مراقبتهای پزشکی میباشد. سرطان در صورت عدم درمان ، همواره کشنده است. تشخیص و درمان زودرس اهمیت حیاتی دارد و شناسایی افراد در معرض افزایش خطر سرطان پیش از ابتلا به آن ، یکی از اهداف مهم تحقیقات سرطان است.
زیست شناسی سرطان سرطان یک بیماری منفرد نیست، بلکه نامی است که برای توصیف اشکال بیماریزایی نئوپلازی بکار میرود. نئوپلازی نوعی روند بیماری است که با تزاید کنترل نشده سلولی منجر شونده به یک توده یا تومور ، مشخص میشود. به هر حال برای اینکه تومور (نئوپلاسم) را سرطان محسوب کنیم، باید بدخیم هم باشد، یعنی رشد آن دیگر کنترل شده نبوده و تومور قادر به تهاجم به بافتهای مجاور یا گسترش به نواحی دورتر یا هر دو میباشد.
اشکال سرطان
نئوپلازی که نوعی تجمع غیر طبیعی سلولهاست، به علت عدم تعادل بین تزاید و فرسایش سلولی ایجاد میشود. سلولها با گذر از چرخه سلولی و انجام میتوز افزایش مییابند، در حالی که فرسایش به علت مرگ برنامه ریزی شده سلولی ، از طریق نوعی روند طبیعی قطعه قطعه شدن DNA و خود کشی سلولی که به آن آپوپتوز اطلاق میشود، سلولها را از یک بافت خارج میکند. اساس ژنتیکی سرطان
سرطان در خانوادهها
بسیاری از اشکال سرطان ، میزان بروز بالاتری در بستگان بیماران نسبت به جمعیت عمومی دارند. بارزترین این اشکال خانوادگی سرطان حدود 50 اختلال مندلی است که در آنها خطر سرطان بسیار زیاد است، مانند سرطان معده ، سرطان پوست و سرطان خون. در برخی سرطانها ، جهشهایی در یک ژن منفرد میتواند عامل دخیل غالب در ایجاد بیماری باشد. در برخی خانوادهها ، حتی در غیاب نوعی طرح توارث مندلی آشکار سرطان ، خطر این بیماری بیشتر از حد متوسط است. به عنوان مثال افزایش بروز سرطان در محدوده 2 تا 3 برابر در بستگان درجه اول بیماران مشاهده شده است و این امر چنین مطرح میکند که بسیاری از سرطانها ، صفات پیچیده ناشی از عوامل ژنتیکی و نیز محیطی میباشند.
انکوژنها
انکوژن ، نوعی ژن جهش یافته است که عملکرد یا بروز تغییر یافته آن موجب تحریک غیر طبیعی تقسیم و تزاید سلولی میشود. جهش فعال کننده میتواند در خود انکوژن ، در عناصر تنظیم کننده آن یا حتی در تعداد نسخههای ژنومی آن باشد و به عملکرد تنظیم نشده یا بروز مفرط فرآورده انکوژنی بینجامد. انکوژنها اثری غالب در سطح سلولی دارند، یعنی وقتی یک آلل جهش یافته منفرد فعال شود یا بروز مفرط پیدا کند، برای تغییر دادن فنوتیپ سلول از طبیعی به بدخیم ، کافی است.
ژنهای سرکوبگر تومور
در حالی که پروتئینهای رمز گردانی شده توسط انکوژنها ، سرطان را عموما از طریق جهشهای کسب عملکرد یا بروز افزایش یافته یا نامناسب یک آلل از ژن پیش میبرند، ژنهای بسیار دیگری وجود دارند که جهش در آنها از طریق مکانیزم متفاوتی ، یعنی از دست رفتن عملکرد هر دو آلل ژن ، در ایجاد بدخیمی نقش دارد. به این ژنها ، ژنهای سرکوبگر تومور گفته میشود. از آنجا که این ژنها و فرآوردههای آنها طبیعت حفاظت کنندگی در برابر سرطان دارند، امید بر آن است که درک آنها سرانجام به بهتر شدن شیوههای درمان ضد سرطان منجر شود.
تغییرات سیتوژنتیکی سرطان
تغییرات سیتوژنتیکی مانند تغییر در تعداد کروموزومها یا ساختمان کروموزومها) شاه علامتهای سرطان هستند، به ویژه در مراحل دیررستر و بدخیمتر یا مهاجمتر تکامل تومور. این تغییرات ژنتیکی ، مطرح کننده آن هستند که از عناصر مهم پیشرفت سرطان ، نقایصی در ژنهای دخیل در حفظ انسجام و پایداری کروموزمی و تخمین جور شدن صحیح میتوزی است.
از کانونهای تمرکز تحقیقات سرطان ، روی تعریف سیتوژنتیکی و مولکولی این اختلالات است که بسیاری از آنها را مرتبط با پروتوانکوژنها یا ژنهای سرکوبگر تومور میدانند و احتمالا تقویت بروز پروتوانکوژنها را مقدور میسازند یا نمایانگر از دست رفتن آللهای ژن سرکوبگر تومور میباشند.
پرتوها
پرتوهای یونیزه کننده ، خطر سرطان را افزایش میدهند. دادههای مربوط به افراد زنده مانده از بمبهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی و سایر جمعیتهای برخورد داشته با پرتوها ، دوره نهان طولانی را نشان میدهند که در مورد لوکمی در محدوده 5 سال است، اما برای برخی تومورها تا 40 سال میرسد. این خطر وابسته به سن است و بیشترین میزان آن برای کودکان زیر 10 سال و افراد مسن میباشد.
پرتوتابی برای افراد دچار نقایص ذاتی ترمیم DNA به مراتب صدمه زنندهتر از جمعیت عمومی است. هر فردی در معرض درجاتی از پرتوهای یونیزه کننده ناشی از پرتوتابی زمینهای ، برخورد طبی و انرژی هستهای میباشد. متاسفانه نقاط ابهام زیادی در مورد وسعت آثار پرتوها ، خصوصا پرتوتابی در سطح کم ، بر خطر سرطانها وجود دارد.
سرطانزاهای شیمیایی
امروزه نگرانی در مورد بسیاری از سرطانزاهای شیمیایی خصوصا توتون ، اجزای رژیم غذایی ، سرطانزاهای صنعتی و فضولات سمی وجود دارد. اثبات خطر برخورد اغلب دشوار است، اما سطح نگرانی در حدی میباشد که تمام پزشکان باید دانش کاری از این موضوع داشته باشند و بتوانند بین واقعیات اثبات شده و موضوعات مورد شک و بحث افتراق قائل شوند.
یک موضو ع مهم که در آن عوامل محیطی و ژنتیکی میتوانند تعامل کنند تا آثار سرطانزای مواد شیمیایی را تقویت یا مسدود کنند، در ژنهای رمز گردانی کننده آنزیمهایی است که داروهای برونزاد و مواد شیمیایی را متابولیزه میکنند. گروهی از آنزیمهای متابولیزه کننده داروها که توسط خانواده ژنهای سیتوکروم P450 رمز گردانی میشوند، مسئول سم زدایی مواد شیمیایی خارجی هستند. یکی از این آنزیمها ، آنزیم آریل هیدروکربن هیدروکسیلاز (AHH) ، پروتئینی قابل القا است که در متابولیزم هیدروکربنهای چند حلقهای مانند آنهایی که در دود سیگار یافت میشوند، دخالت دارد.
AHH ، هیدروکربن را به شکل اپوکسیدی تبدیل میکند که راحتتر از بدن دفع میشود، اما سرطانزا نیز میباشد. میزان متابولیزم هیدروکربن بطور ژنتیکی کنترل میشود و در جمعیت سالم ، تنوع چند شکل نشان میدهد. افراد حامل آللی با قابلیت القای زیاد ، خصوصا افراد سیگاری ، ظاهرا در معرض خطر افزایش یافته سرطان ریه میباشند.
آینده بحث
سرطان نوعی اختلال ژنتیکی است که در آن ، کنترل تزاید سلولی از دست رفته است. مکانیزم پایه در تمام سرطانها ، جهش در رده زاینده یا بطور به مراتب ناشایعتر ، در سلولهای پیکری میباشد. در مورد روندهای ژنتیکی ایجاد سرطان و عوامل محیطی که DNA را تغییر میدهند و لذا به بدخیمی منجر میشوند، مطالب ناشناخته زیادی وجود دارد.
محتمل است که بینش جدید به نقش بنیادی تغییرات DNA در ایجاد سرطان ، در آینده نزدیک ، به ایجاد روشهای بهتر و اختصاصیتر تشخیص زود هنگام ، پیشگیری و درمان بیماریهای بدخیم منجر شود. ![]()
قانونهاي كپلردرموردحركت سيارات
قانون اول:


قانون دوم:

قانون سوم:
براي تمام سياره ها يكسان است.![]()
حرکت دورانی - سهمی - نیروی مرکزگرا - سطح آب
ساخت وسیله

انجام دهید و توجه كنید
چه اتفاقی دارد می افتد!

![]()
مقدمه
با توجه به این که استاتیک و تحرک شارهها در طبیعت ، صنعت و زندگی روزمره انسان کاربرد فراوان دارد، لذا دانشمندان آزمایشهای گسترده و اغلب مبتکرانه را در این زمینه ترتیب میدهند. این آزمایشها بیشتر کاربرد صنعتی دارند و همین امر سبب ایجاد علمی به نام مکانیک سیالات شده است. لازم به ذکر است که مکانیک سیالات محاسباتی ، در صنایع هوایی و ساخت سفینههای فضایی کاربرد دارد، به همین دلیل نیاز به تحقیقات و پژوهشهای علمی و عملی در مکانیک سیالات وجود دارد.
تاریخچه
تا اوایل قرن بیستم مطالعه سیالات را اساسا دو گروه هیدرولیکدانان و ریاضیدانان، انجام میدادند. هیدرولیکدانان به صورت تجربی کار میکردند، در حالی که ریاضیدانان توجه خود را بر روشهای تحلیلی متمرکز کرده بودند. آزمایشهای وسیع و اغلب مبتکرانه گروه اول اطلاعات زیاد و ارزشمندی را در اختیار مهندس کاربردی آن روز قرار میداد. البته به علت عدم تعمیم یک نظریه کارآمد این نتایج دارای ارزش محدودی بودند. ریاضیدانان نیز با غفلت از اطلاعات تجربی مفروضات آن چنان سادهای را در نظر میگرفتند که نتایج آنها گاه بطور کامل با واقعیت مغایرت داشت.
محققان برجستهای مانند رینولدز ، فرود ، پرانتل و فن کارمان پی بردند که مطالعه سیالات باید آمیزهای از نظریه و آزمایش باشد. این مطالعات سرآغازی برای رسیدن علم مکانیک سیالات به مرحله کنونی آن بوده است. تسهیلات جدید پژوهش و آزمون که ریاضیدانان و فیزیکدانان ، مهندسان و تکنیسینهای ماهر در کار جمعی از آن استفاده میکنند، هر دو دیدگاه را به هم نزدیک میکند.
سیالات
سیال را مادهای تعریف میکنند که وقتی تنش برشی هر چند کوچکی وجود داشته باشد، شکل آن بطور پیوسته تغییر کند. جسم جامد وقتی تحت تاثیر تنش برشی قرار بگیرد، تغییر مکان معینی میدهد، یا کاملا میشکند. مثلا قطعه جامد وقتی تحت تاثیر تنش برشی τ قرار بگیرد، تغییر شکلی میدهد که آن را با زاویه Δα مشخص کردهایم. اگر به جای آن یک ذره سیال قرار داشت، Δα ثابتی وجود نداشت، حتی اگر تنش بینهایت کوچک میبود. در عوض تا وقتی که تنش برشی τ اعمال شود، یک تعییر شکل پیوسته ادامه دارد.
در موادی مانند پارافین که گاهی آنها را پلاستیک مینامیم، هر دو نوع تغییر شکل برشی را میتوان یافت که اگر به مقدار معینی کمتر باشد، تغییر مکانهایی مشابه تغییر مکان جسم جامد بوجود میآید و اگر مقدار تنش برشی بیش از این مقدار باشد، به تغییر شکل پیوستهای مشابه تغییر شکل سیال میانجامد. مقدار این تنش برشی حد فاصل ، به نوع و حالت ماده بستگی دارد.
استاتیک سیالات
اگر تمام ذرات یک سیال یا بی حرکت باشند، یا نسبت به یک دستگاه مختصات لخت بطور همسان سرعت ثابت داشته باشند، آن سیال را استاتیک در نظر میگیرند. در سیال ساکن یا سیال در حال حرکت یکنواخت ، از آنجا که سیال نمیتواند بدون حرکت در برابر تنش برشی مقاومت کند، سیال ساکن لزوما باید بطور کامل از تنش برشی فارغ باشد. سیالی که حرکت یکنواخت دارد، یعنی جریانی که در آن سرعت تمام اجزا یکسان است، نیز فارغ از تنش برشی است، زیرا تغییرات سرعت در تمام جهتها در جریان یکنواخت باید صفر باشد.
جریان با سطح آزاد
جریان با سطح آزاد معمولا به جریانی از مایع گفته میشود که در آن قسمتی از مرز جریان که سطح آزاد نامیده میشود، فقط تحت تاثیر شرایط معینی از فشار قرار داشته باشد. حرکت آب در اقیانوسها ، در رودخانهها و همچنین جریان مایعات در لولههای نیمه پر ، جریانهایی با سطح آزاد به شمار میآیند که در آنها فشار جو روی سطح مرز اعمال میشود. در تحلیل جریان با سطح آزاد ، وضعیت هندسی سطح آزاد از قبل معلوم نیست.
تعیین شکل هندسی مربوطه یک قسمت از جواب است، یعنی با یک شرط مرزی بسیار دشوار مواجهیم. به همین دلیل تحلیلهایی کلی بسیار پیچیده هستند و خارج حوزه این مقاله قرار میگیرند. اگرچه قسمت اعظم مبحثی که باید بررسی شود، در آغاز فقط برای متخصصان هیدرولیک و مهندسان ساختمان جالب به نظر میرسد، ولی بعدا خواهید دید که امواج آب و پرش هیدرولیکی ، به ترتیب با موج فشاری و موج شوکی که در جریان تراکم پذیر بررسی میشوند، قابل قیاساند.
مکانیک سیالات محاسباتی
با ورود کامپیوتر به صحنه ، روش سومی به نام مکانیک سیالات محاسباتی پدید آمده است. وقتی با استفاده از کامپیوتر پارامترهای مختلف مورد نظر را که در برنامه هستند، به اختیار تغییر میدهیم، با شبیه سازی عددی دینامیک سیالات سر و کار پیدا میکنیم. به کمک این شیوه پدیدههای جدید کشف شدهاند، قبل از آن که به کمک آزمایش و در عمل یافت شده باشند. به این ترتیب میتوان مکانیک سیالات محاسباتی را به عنوان رشته علمی جداگانهای تلقی کرد که مکمل دینامیک سیالات نظری و آزمایشی به شمار میآید.![]()
نگاه اجمالی:
مکانیک کلاسیک یکی از قدیمیترین و آشناترین شاخههای فیزیک است. این شاخه با اجسام در حال سکون و حرکت ، و شرایط سکون و حرکت آنها تحت تاثیر نیروهای داخلی و خارجی ، سرو کار دارد. قوانین مکانیک به تمام گستره اجسام ، اعم از میکروسکوپی یا ماکروسکوپی، از قبیل الکترونها در اتمها و سیارات در فضا یا حتی به کهکشانها در بخشهای دور دست جهان اعمال میشود. سینماتیک حرکت:
سینماتیک به توصیف هندسی محض حرکت ( یا مسیرهای) اجسام ، بدون توجه به نیروهایی که این حرکت را ایجاد کردهاند ، میپردازد. در این بررسی عاملین حرکت (نیروهای وارد بر جسم) مد نظر نیست و با مفاهیم مکان ، سرعت ، شتاب ، زمان و روابط بین آنها سروکار دارد. در این علم ابتدا اجسام را بصورت ذره نقطهای بررسی نموده و سپس با مطالعه حرکت جسم صلب حرکت واقعی اجسام دنبال میشود. حرکت اجسام به دو صورت مورد بررسی است:
در این نوع حرکت پارامترهای سیستم به صورت خطی هستند و مختصات فضایی سیستمها فقط انتقال مییابد. از اینرو حرکت انتقالی مجموعه مورد بررسی قرار میگیرد. کمیت مورد بحث در سینماتیک انتقالی شامل جابهجایی ، سرعت خطی ، شتاب خطی ، اندازه حرکت خطی و...میباشد.
در این نوع حرکت برخلاف حرکت انتقالی پارامتر اصلی حرکت تغییر زاویه میباشد. به عبارتی از تغییر جهت حرکت ، سرعت و شتاب زاویهای حاصل میشود. و مختصات فضایی سیستم ها فقط دوران مییابند. جابهجایی زاویهای ، سرعت زاویهای ، شتاب زاویهای و اندازه حرکت زاویهای از جمله کمیات مورد بحث در این حرکت میباشند. دینامیک حرکت :
دینامیک به نیروهایی که موجب تغییر حرکت یا خواص دیگر ، از قبیل شکل و اندازه اجسام میشوند میپردازد. این بخش ما را با مفاهیم نیرو و جرم و قوانین حاکم بر حرکت اجسام هدایت میکند. یک مورد خاص در دینامیک ایستاشناسی است که با اجسامی که تحت تاثیر نیروهای خارجی در حال سکون هستند سروکار دارد. پایه گذاران مکانیک کلاسیک:
هر جسمی به حالت سکون یا حرکت یکنواخت خود در روی یک خط مستقیم ادامه میدهد مگر اینکه یک نیروی خارجی خالص به آن داده شود و آن حالت را تغییر دهد.
آهنگ تغییر تکانه خطی یک جسم با برآیند نیروهای وارد بر آن متناسب بوده و در جهت آن قرار دارد.
این قانون که به قانون عمل و عکسالعمل معروف است ، اینگونه بیان میشود. هر عملی را عکس العملی است ، مساوی با آن و در خلاف جهت آن.
موارد شکست فرمولبندی اسحاق نیوتن :
اجسامی که با سرعت نزدیک به سرعت نور حرکت میکنند.
شکست مکانیک کلاسیک در این وضعیتها ، نتیجه نارسایی مفاهیم کلاسیکی فضا و زمان است. مشکلات موجود در سر راه مکانیک کلاسیک منجر به پیدایش دو نظریه زیر شد:
مکمل مکانیک کلاسیک:
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



